Please note that the Persian service of TLf is currently in a beta phase. We have launched this initiative with the support of our followers, volunteers, and AI technology. Please keep in mind that during this first phase, the Persian text may contain slight phrasing or translation errors. We aim to launch a fully professional Persian service in the near future.
لطفاً توجه داشته باشید که بخش فارسی TLf در حال حاضر در مرحله بتا قرار دارد. ما این ابتکار را با همراهی دنبالکنندگان، داوطلبان و با کمک فناوری هوش مصنوعی راهاندازی کردهایم. لطفاً در نظر داشته باشید که در این مرحله نخست، متن فارسی ممکن است حاوی برخی ناهماهنگیها در نگارش یا خطاهای جزئی در ترجمه باشد. هدف ما این است که در آینده نزدیک، یک بخش فارسی کاملاً حرفهای راهاندازی کنیم.
نویسنده: هالی دگرس
مردی تنها با کاپشنی مشکی که روی سرش کشیده بود، وسط خیابانی در تهران نشسته (چمباتمه زده) و سد راه نیروهای امنیتی در حال پیشروی شده بود. ویدیوی این صحنه به سرعت میان ایرانیان دستبهدست شد و فوراً با تصویر مشهور «مرد تانکی» در میدان تیانآنمن چین در سال ۱۹۸۹ مقایسه گردید. اقدامات شجاعانه مشابهی در سراسر ایران رخ داده است: معترضان جوانی که گاه تنها و گاه به صورت دونفره یا بیشتر، به شکلی مسالمتآمیز در برابر سرکوبگران خود ایستاده یا زانو زدهاند.
اعتراضاتی که از ۲۸ دسامبر آغاز شد، اکنون به تمام ۳۱ استان ایران گسترش یافته است. این اعتراضات پس از آن شدت گرفت که گروههای کُرد اعلام اعتصاب کردند و شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد پیشین، از ایرانیان خواست تا عصر پنجشنبه و جمعه به خیابانها بیایند؛ فراخوانی که توسط فعالان، چهرههای مشهور و سایر ایرانیان بازتاب یافت. ویدیوها حضور گسترده ایرانیان در خیابانها را پیش از قطع کامل اینترنت کشور نشان میداد. برخی از معترضان خواستار بازگشت سلسله پهلوی شدند که در انقلاب ۱۹۷۹ سرنگون شده بود.
این اعتراضات، بزرگترین خیزش پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» است که در سال ۲۰۲۲ آغاز شد و علیرغم ارتکاب آنچه سازمان ملل «جنایت علیه بشریت» توسط مقامات در آن دوره خواند، در جریان است. به گزارش خبرگزاری هرانا (ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران) مستقر در آمریکا، دستکم ۴۹ معترض کشته و ۲۳۰۰ نفر بازداشت شدهاند.
جرقه اعتراضات این بار، سقوط ارزش ریال ایران در برابر دلار بود. با این حال، نارضایتیهای اصلی معترضان ثابت مانده است: سوءمدیریت دولتی، فساد و سرکوب، که اکنون شامل خواسته صریح سرنگونی جمهوری اسلامی نیز میشود.
عنصر جدید در این میان، شکنندگی فزاینده جمهوری اسلامی است. از زمان حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل و جنگ اسرائیل در غزه، تهران ضربات پیاپی را به استراتژی منطقهای خود متحمل شده است؛ از جمله فلج شدن نیروهای نیابتیاش در غزه و لبنان و سقوط متحد اصلی منطقهایاش در سوریه. جنگ فاجعهبار ۱۲ روزه با اسرائیل در ماه ژوئن، دستگاه امنیتیای را آشکار کرد که از درون با نفوذ اسرائیل پوسیده بود و رژیم را همچون شیری کاغذی نشان داد که ناتوان از دفاع از حریم هوایی خود است. برنامه هستهای آن نیز پس از بمباران ایالات متحده ویران شده است.
این آسیبپذیری با ناتوانی خانوادهها در تأمین مخارج زندگی، قطعی برق در کشوری غنی از منابع و احتمال اتمام آب پایتخت، تشدید میشود. فلج شدن بدنه حاکمیت روحانیت، به رهبری آیتالله علی خامنهایِ هشتادساله که روز به روز سختگیرتر میشود، نشان میدهد که این نظام با تکیه بر استراتژی منسوخ «مقاومت» از طریق حمایت از نیروهای نیابتی و توسعه موشکهای بالستیک عمل میکند.
در چنین لحظه شکنندهای، پرزیدنت ترامپ که شاید از دستگیری نیکلاس مادورو، دیکتاتور ونزوئلا جسارت یافته بود، دور جدیدی از تهدیدها را آغاز کرد. او در ۲ ژانویه گفت که ایالات متحده «مسلح و آماده شلیک» (locked and loaded) است و دو روز بعد هشدار داد که اگر معترضان ایرانی کشته شوند، جمهوری اسلامی «ضربه بسیار سختی از سوی ایالات متحده دریافت خواهد کرد.» رئیسجمهور همچنین در عکسی با کلاه بیسبالی که روی آن امضا شده بود «ایران را دوباره با عظمت کنیم» (MIGA) ظاهر شد که یادآور پست او در زمان جنگ ژوئن بود: «اگر رژیم فعلی ایران قادر نیست ایران را دوباره با عظمت کند، چرا نباید تغییر رژیم صورت گیرد؟؟؟ MIGA!!»
جمهوری اسلامی ممکن است بار دیگر اعتراضات را سرکوب کند و از فشار ایالات متحده جان سالم به در ببرد. آیتالله خامنهای روز جمعه سوگند یاد کرد که دستگاه امنیتی در سرکوب اعتراضات «عقبنشینی نخواهد کرد» و مخالفان حکومتش را عوامل بیگانه خواند. هنوز نشانه جدی از فروپاشی رژیم، مانند ریزش قابل توجه نیروهای امنیتی ایران، دیده نمیشود. در واقع، تکرار دورهای ناموفق اعتراضات ضدحکومتی در سالهای اخیر ظاهراً دولتهای غربی را نسبت به این ایده که جمهوری اسلامی دیگر به شکل فعلی وجود نخواهد داشت، بیحس کرده است. این قطعاً تجربهای است که من در گفتگو با کارشناسان ایران و مقامات دولتهای غربی داشتهام.
اما روشن است که غرب باید وارد برنامهریزی جدی سیاستگذاری شود تا در صورت وقوع چنین تغییر چشمگیری، از مردم ایران حمایت کند. این امر مستلزم هماهنگی میان متحدان ایالات متحده، بررسی کاهش تحریمها، تعیین تکلیف داراییهای ایران در خارج از کشور و گفتگو با سازمانهای حقوق بشری برای ایجاد یک سیستم عدالت انتقالی است که مقامات رژیم را بابت نقض حقوق بشر پاسخگو کند.
برخی معترضان به حمایت ترامپ پاسخ مثبت دادهاند؛ نام خیابانهای تهران را به نام رئیسجمهور آمریکا تغییر داده و حتی در نقاط مختلف برچسبهایی با تصویر او و نوشته «ترامپ! ایران منتظر توست» نصب کردهاند. در مقابل، دیگر ایرانیان مخالف رژیم نگران مداخله خارجی هستند.
رویا برومند، مدیر اجرایی بنیاد حقوق برومند، به من گفت: «همین واقعیت که مردم در خیابان هستند، با توجه به اینکه معمولاً سالها طول میکشد تا پس از سرکوبهای وحشیانه اخیر، مردم تجدید قوا کنند و شبکهها دوباره شکل بگیرند، شگفتانگیز است.»
مرکز او ۲۰۴۵ مورد اعدام را در سال ۲۰۲۵ ثبت کرده که بالاترین رقم در ۳۰ سال گذشته است. خبرگزاری هرانا گزارش داد که تنها در ۴۸ ساعت گذشته دستکم ۲۶ اعدام صورت گرفته است. با این حال، معترضان دلسرد نشدهاند.
مانند امواج پیشین، اعتراضات کنونی نیز ویژگیهای متمایزی دارند. پس از آنکه خیزش سال ۲۰۲۲ به یک جنبش تبدیل شد، جوانان ایرانی — بهویژه زنان — قوانین حجاب اجباری را به عقب رانده و برای بازپسگیری فضاهای عمومی تلاش کردهاند. این یک گسست نسلی است. نسل زد (Gen Z) ایران تبار متفاوتی نسبت به والدین خود دارند؛ آنها حاضر به کرنش در برابر جمهوری اسلامی نیستند و برای آیندهای بدون حاکمیت آن مبارزه میکنند. جای تعجب نیست که اعتراضات امروز نیز تا حد زیادی توسط همین نسل هدایت میشود.
نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل که اکنون در سلول انفرادی به سر میبرد، اخیراً خاطرنشان کرد که ایده اصلاحِ صرفِ جمهوری اسلامی سالهاست مرده است؛ ترجیعبندی مشترک میان مخالفان رژیم. او گفت: «مبارزه اصلی حقیقتاً میان "بقاگرایان" (survivalists) واقعگرا و "سرنگونیطلبان" (downfall seekers) رژیم استبدادی مذهبی است.»
فعالانی چون خانم محمدی خواستار مجلس مؤسسان، رفراندوم و گذار به یک دموکراسی سکولار شدهاند که «بر پایه حاکمیت مردمی، منافع ملی و روابط عادی با تمام کشورهای جهان استوار باشد.» اما رهبران ایالات متحده و کشورهای کلیدی اروپا این خواستهها را نادیده گرفته و به نفع دیپلماسی عمل کردهاند و بار دیگر "شیطان آشنا" را برگزیدهاند: یک تشکیلات روحانیت فرتوت و فسیلشده.
جمهوری اسلامی با طیفی از چالشها مواجه است: شبح ماندگار جنگ دوباره با اسرائیل، آشوب بر سر جانشینی نهایی آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، و احتمال تداوم اعتراضات. بسیاری از سیاستگذاران و تحلیلگران غربی و آمریکایی از ترسِ ناشناختهها، از چشمانداز تغییر در ایران وحشت دارند. اما وضعیت موجود دهههاست که ویرانی و رنج را بر مردم ایران و منطقه تحمیل کرده است.
دولتهای غربی نباید غافلگیر شوند. آنها باید برنامهریزی سیاسی جدی را برای احتمال تغییر در ایران آغاز کنند؛ کشوری با بیش از ۹۰ میلیون نفر جمعیت. این برنامهریزی باید شامل آمادگی برای امواج بیثباتکنندهای باشد که ممکن است با فروپاشی رژیم همراه شود و متحدان آمریکا در خلیج فارس نگران آن هستند.
سناریوهای متعددی ممکن است رقم بخورد. یک احتمال، دولت انتقالی به رهبری چهرهای از جامعه مدنی، یک شورای جمعی یا رضا پهلوی است که وظیفه ایجاد سیستم دموکراتیک و برگزاری انتخابات را بر عهده بگیرد. سناریوی نگرانکنندهتر این است که چهرهای از درون سپاه پاسداران برای به دست گرفتن کنترل و حفظ سیستم موجود تحت یک نقاب جدید اقدام کند.
دولتهای غربی باید فوراً برای پر کردن خلأهایی که دولت ترامپ با کاهش بودجه برنامههای آزادی اینترنت و سازمانهای حقوق بشری فعال در حوزه ایران ایجاد کرده، اقدام کنند.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، آنتونی پارسونز، سفیر وقت بریتانیا در تهران، اظهار داشت: «با نگاه به گذشته و درایتِ پسینی، قضاوت من این است که شکست ما آنقدر ناشی از کمبود اطلاعات نبود، بلکه ناشی از فقدان تخیل بود.» واشنگتن و متحدان غربیاش نباید دوباره همان اشتباه را تکرار کنند.
این تحلیل نخستین بار در ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶ در نیویورک تایمز منتشر شد. نظرات بیان شده در مقاله لزوماً همراستا با خط مشی رسمی TLF نیست.
Photo: The source
