اندیشکدهای ترکیهای: ایران استراتژی خود در قبال گروههای مسلح کرد را از تلافی به فرسایش مستمر تغییر داده است
Please note that the Persian service of TLf is currently in a beta phase. We have launched this initiative with the support of our followers, volunteers, and AI technology. Please keep in mind that during this first phase, the Persian text may contain slight phrasing or translation errors. We aim to launch a fully professional Persian service in the near future.
لطفاً توجه داشته باشید که بخش فارسی TLf در حال حاضر در مرحله بتا قرار دارد. ما این ابتکار را با همراهی دنبالکنندگان، داوطلبان و با کمک فناوری هوش مصنوعی راهاندازی کردهایم. لطفاً در نظر داشته باشید که در این مرحله نخست، متن فارسی ممکن است حاوی برخی ناهماهنگیها در نگارش یا خطاهای جزئی در ترجمه باشد. هدف ما این است که در آینده نزدیک، یک بخش فارسی کاملاً حرفهای راهاندازی کنیم.
حملات موشکی و پهپادی مداوم ایران علیه سازمانهای مسلح کرد مستقر در شمال عراق، یک واکنش جنگی بداهه نیست، بلکه تجلی میدانی یک تحول استراتژیک است که مدتها در حال شکلگیری بوده است؛ این استدلال چاغاتای بالجی (Çağatay Balcı)، پژوهشگر مرکز پژوهشهای ایران (IRAM)، اندیشکدهای مستقر در ترکیه که در امور ایران تخصص دارد، در تحلیلی است که در مه ۲۰۲۶ منتشر شد.
دهههاست که رویکرد تهران در قبال گروههای کرد جداییطلب بر سه روش بههمپیوسته استوار بوده است: ترور رهبران (قطع سر)، حملات فرصتطلبانه، و تلافی تنبیهی. نمادینترین این عملیاتها، ترور عبدالرحمان قاسملو، رهبر حزب دموکرات کردستان ایران (KDPI) در وین در سال ۱۹۸۹ و صادق شرفکندی در برلین در سال ۱۹۹۲ بود — عملیاتی که هدفشان نهتنها حذف فیزیکی رهبران، بلکه کاشتن بیاعتمادی و فروپاشی سازمانی در درون این گروهها بود. بُعد تنبیهی نیز به همان اندازه نظاممند بود: هر اقدام مسلحانه در درون مرزهای ایران با تأخیری قابلپیشبینی، با حملات موشکی به مقرهای عراقی سازمانهای مسئول پاسخ داده میشد — چرخهای واکنشی و مبتنی بر آستانه، نه یک کمپین مداوم.
۲۰۲۲: نقطه عطف
این نقطه عطف استراتژیک با اعتراضات مهسا امینی در سال ۲۰۲۲ رقم خورد، که بهشدت در استانهای کردنشین آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام شعلهور شد. نهادهای امنیتی ایران از این الگو نتیجه گرفتند که سازمانهای مسلح کرد نهتنها توان نظامی، بلکه نفوذ سیاسی و ایدئولوژیک قابلتوجهی بر مناطق مرزی ناآرام ایران دارند — تهدیدی از نوعی متفاوت با آنچه پیشتر مدیریت میشد. تهران با تشدید فشار دیپلماتیک بر بغداد برای انحلال پایگاههای عراقی این گروهها و بهطور همزمان تشدید حملات مستقیم به تأسیسات آنها پاسخ داد؛ رویکرد دوگانهای که آغازگر شیفت به سمت مدل فشار دائمی بود.
محرکهای ۲۰۲۶
سه تحول در اوایل ۲۰۲۶ ارزیابی تهدید ایران را به بالاترین سطح رساند. نخست، افزایش آشکار فعالیتهای سازمانی گروههای مسلح کرد در اعتراضات کرمانشاه و لرستان. دوم، در ۲۲ فوریه، حزب دموکرات کردستان ایران (KDPI)، پژاک (PJAK)، پاک (PAK)، کومله و حزب حبات (Habat) ائتلاف «نیروهای سیاسی کردستان ایران» را رسمیت بخشیدند — اقدامی که تهران نه صرفاً یک گام سازمانی، بلکه آمادهسازی برای هماهنگی با بازیگران نظامی خارجی تلقی کرد. سوم، هنگامی که درگیری آمریکا-اسرائیل-ایران در ۲۸ فوریه آغاز شد، این گروهها علناً از واشنگتن و تلآویو درخواست حمایت کردند و نگرانیهای تهران درباره همسویی خارجی آنها را تأیید کردند. علی لاریجانی، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی، در آغاز درگیری اظهار داشت: «هر اقدام جداییطلبانهای را به سختترین شکل مجازات خواهیم کرد.»
استثنای پژاک
آشکارترین وجه چارچوب استراتژیک جدید ایران، آن چیزی است که از آن صرفنظر میکند. با وجود عضویت رسمی پژاک در ائتلاف، تهران بهطرز برجستهای آن را از کمپین حملات مستثنی کرده است — انتخابی محاسبهشده که به گفته بالجی، برای ایجاد بیاعتمادی میان پژاک و سایر اعضای ائتلاف و فرسایش انسجام درونی ائتلاف از درون طراحی شده است. تداوم این حملات حتی پس از آتشبس آوریل نشان میدهد که کمپین فرسایشی دیگر ابزار جنگی نیست، بلکه بخشی دائمی از سیاست امنیت منطقهای ایران شده است.
عکس: منبع
